تبلیغات
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی! - ببخشید آقا من می تونم به خانومتون نگاه کنم؟

ببخشید آقا من می تونم به خانومتون نگاه کنم؟

چهارشنبه 26 مهر 1391 05:03

نویسنده : میم-مهدیار

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مودبانه گفت ببخشید آقا من می تونم یه کمی به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم ؟
مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود مثل آتشفشان از جا دررفت و میان بازار و جمعیت یقه جوان را گرفت و عصبانی طوری که رگ گردنش بیرون زده بود او را به دیوار کوفت و فریاد زد مردیکه عوضی مگه خودت ناموس نداری ؟ خجالت نمیکشی؟!!!
جوان اما خیلی آرام بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و واکنشی نشان دهد همان طور مودبانه و متین ادامه داد: خیلی عذر میخوام. فکر نمیکردم این همه عصبی و غیرتی بشین. دیدم همه ی بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم . حالا هم یقمو ول کنید از خیرش گذشتم ...!
مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود آب دهانش را قورت داد و زیرچشمی زنش را برانداز کرد ...




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: دوشنبه 24 مهر 1391 21:16