تبلیغات
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی! - برای تبرئه از محاسن های با اخلاص

برای تبرئه از محاسن های با اخلاص

یکشنبه 26 شهریور 1391 21:53

نویسنده : میم-مهدیار
ارسال شده در: سیاست بی پدر و مادر ،
"هفت" هرچقدر هم که مقدس باشد با آن نمی توان هفتمین دختر را اغفال نمود !
گاهی اعوذبالله فکر میکنم از قدرت و حکمت خداست که صبر زیادش کار دستش نمیدهد !
بی همه چیز بودن دنیا را می خواست به رخ من بکشد ... اصلا چه اهمیتی دارد کارمندی که دوران آزمایشی رسمی شدنش را می گذراند و قرار بود بخاطر روابط خاک برسری اش اخراجش کنند با یک توبه و غلط کردن رسمی اش کنند و آب از آب تکان نخورد ، و تو خیلی فکر کنی به لجن کشیدن رافت اسلامی تا کجا ؟
تو که 6 ماه ، شب و روزت را نفهمیدی تا کاری برای این درد کنی، خوب دماغت سوختها ؟ نه ؟

چه مهارتی میخواهد فرق ریش ها را فهمیدن؟
ریشی که تو به مصلحت بعد از کثافت کاری هایت به نشانه توبه می گذاری با ریشی که امثال رجبعلی خیاط می گذاشتند چقدر فرق داشت ها ؟
اساسا معتقدم همه چیز در این دنیای دنی شعور دارد حتی برخی لجن ها هم توفیق دارند نسبت به هم سنخ هایشان؟ لجن و کثافت ها هم خیلی با هم فرق دارند ، کثافتی که وجود تو را گرفته است با کثافتی  که امثال شیخ به خودشان می مالیدند تا نامحرم خودش فرار را به قرار ترجیح دهد .
اما هرچقدر هم که از ریش استفاده سوء کنند ، بازهم  می گویم دنیایی دارد ریش گذاشتن و دکمه یقه رابستن و کله حیا را به زیر انداختن و موزاییک های خراب و کنده شده این پیاده روهای ساخته شده ی قالیباف را شمردن !
اصلا آدم اگر خلیفه خدا باشد فرق ریش ها را خوب می فهمد که از برخی شان نسیم بهشت می آید و از برخی تعفن اسفل السافلین - برای برخی نردبان بهشت می شود و برای برخی  طناب چاه .

حاجی در قبال همه این سالهای خدمتت همین یک امضای تبدیل وضعیت این آدم کثیف بس بود برای صف محشرت که سالها بازخواست شوی، به همین راحتی که نمی توان امیرکبیر این مملکت شد، باید رگت را برای ناموس این آب و خاک می دادی ، تو که حتی جوهر لوله خودکارت را هم نتوانستی دریغ نکنی، کدام تکه عظیم از این پازل شرم آور را فراهم کردی؟!



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 20 مهر 1391 10:21