تبلیغات
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی! - بخوانید : جریان شناسی دانشکده مدیریت ! اپیزود چهارم

بخوانید : جریان شناسی دانشکده مدیریت ! اپیزود چهارم

شنبه 17 اسفند 1387 04:12

نویسنده : میم-مهدیار
ارسال شده در: هتل مدیریت ،

پرده آخر : دوران معاصر

دانشکده مکانی برای درس نخواندن . فضایی برای میدان دادن به جوانان امت رسول (ص) .فضایی در آرامش و دوستی تمام. مکانی برای استیفای تمام حق کوانین . مکانی برای جلسات مخفی ؛ این بار در راستای وحدت فرق گوناگون . همان گفتگوی کوانین با برداشت آزاد از گفتگوی تمدن ها !
دانشجو : " ... یحمل اسفارا ..." بدون هیچ دغدغه ، همان سیب زمینی (!) . او که از زمین و زمان می نالد و دشمنی عجیبی با کتاب دارد .
کانون قرآن ؛ چاردیواری بوسعت درک الاسفلین ، اما این بار نه با نوای دلنشن قرآن که با بوی مستهجن شب یلدا (بخوانید : شعر طنز یلدا! ) ، با مزه نمایش گرانقدر "فرزندان آدم !" ، با خط دهی انجمنی نه اسلامی ! ، و برای نورانیت بیشتر جمع حاضر؛ با حضور صاحب امتیاز همان جنات عدن که این بار به ویرانه ای چون درک اسفل السافلین تبدیل شده است ... صلللووواااات!
خدانکند که چون "اشعری " قرآن بر نیزه را گواه ... بدانیم !!!
دیدارهای مخفی ... محفل انس با "30gar" و حضور یاران دبستانی اسبق و معاصر که تنها افتخارشان ، حجم پرونده شان است وآوازه شهرتشان تا  دانشگاه علامه رفته ، آن هم در جمع هنر هفتمی ها !
نشریه ای که دامنه ای طنزش تا هجو کشیده شد و سر از عشق نامه یک دختر در آورد ...(!)
عده ای که به طرق مختلف در نبش قبر خاطرات تعلیق شان کوشیدند و سعی کردند عذر بدتر از گناه بیاورند .
حضور فضل نماهای به ظاهر ثواب(!) و تبیین تمایز حقیقت و واقعیت ... واقعیتی که بیان معنای گسترده "یوسف گمگشته"  را در برگرفت وحقیقتی که بی شک خبر از انقراض گونه جویای علم می داد نه گونه مذکر!...
نشریه ای با طرح جلد " دانشگاه زنده است" ، بدون صاحب امتیاز و با همکاری همه (؟!) ... همه در برابر یکی ! همان  "یکی"  هایی که تشنه قدرت خطاب شدند نه شیفته خدمت . آنها که استخوان در گلو و خار در چشم دارند و دنیای دردهای نگفته شان را گذاشته اند برای یوم الحساب . چرا که خود همیشه صادقش در همان قرآن عظیمی که حالا تنها زینت طاقچه های نداشته مان شده ، به وعده ای شیرین امرمان فرمود : "فاصبروا حتی یحکم الله بینناو هو خیر الحاکمین"

تبصره : این بار هم چون گذشته ای افتخارآمیز در راستای سیاست های رؤسا، دانشکده باید مکانی برای ساخته شدن دانشجویی باشد که قصد دارد جامعه آرمانی ظهور را بسازد ! با ذکر این نکته دانشجویان مدیریتی سهمی در ساختن جامعه آرمانی ندارند.

پیشنهاد؛ تبصره دانشجو (همان یکی ها) : در راستای سیاست عده ای پردرد، بهتر است رؤسا به فکر کلاه آخرتی خود باشند که باد طوفان زده کوانین آن را نبرد ، جامعه ی آرمانی حضرت صاحب پیشکش حضورشان!

 




دیدگاه ها : میل خودته!
برچسب ها: آماده سازی مدیر جامعه آرمانی؟ ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 10 فروردین 1388 19:29