تبلیغات
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی! - شهادت کمترین پاداش عاشقان !

شهادت کمترین پاداش عاشقان !

چهارشنبه 19 فروردین 1388 22:45

نویسنده : میم-مهدیار
ارسال شده در: دل درد ،
تعلقات سید مرتضی

كتابچه دل سید پر بود‏،
آن را كه می‌گشودی، صدف عشق را می‌دیدی كه درونش مروارید محبت اباعبدالله (ع) و ایمان به خدا می‌درخشید. همه وجودش را به امام عشق بخشیده بود. خانه، ماشین و مال، چیزهایی بودند كه در مخیله‌اش نمی‌گنجید.
سرانجام دنیا را رها كرد و فریاد زنان با پای برهنه در برهوت كربلا دوید.
فقط برای سالار شهیدان خواند و نوشت. آسمانی بود‎، متواضع و بلندنظر،
در برنامه دانشجویی «رقص علم» به خواهش دانشجویی، از مولایش نوشت.
برق سكه‌ها چشمانش را خیره نكرده بود، این عشق بود كه قلبش را بی‌تاب ساخته و قلمش را لرزان.
اعتراض كردم، سید سالهاست كه می‌نویسی و می‌خوانی اما هنوز ...
كلامش سردی سخنم را قطع كرد : «اصلاً تعلقی غیر از این موضوعات ندارم...»

منبع : كتاب همسفر خورشید
راوی:آقای همایونفر




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 11 اردیبهشت 1388 10:22