تبلیغات
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی! - شرط نوآوری

شرط نوآوری

پنجشنبه 24 اردیبهشت 1388 21:35

نویسنده : میم-مهدیار
ارسال شده در: اخلاق ،
شهید آوینی؛ «اگر انسان هایی كه مأمور به ایجاد تحول در تاریخ هستند، خود از معیارهای عصر خویش تبعیت كنند، دیگر تحولی در تاریخ اتفاق نخواهد افتاد.
انسان ها در مواجهه با محیط اطراف خود دو راه در پیش دارند. یا رنگ و بوی محیط را به خود گرفته و به قول معروف در آن حل شده، سازگاری می یابند و برای رسوا نشدن همرنگ جماعت می شوند و یا محیط را تحت تأثیر آرمان ها و افكار خود قرار می دهند.
ناگفته پیداست كه اغلب راه اول را گزیده و می پیمایند چرا كه راهی است امتحان پس داده و آنقدر در آن رفته اند كه هموار گشته است اما راه های جدید به تناسب آرمان افراد صعب العبورند و قدم نهادن در آن صفات و لوازمی را می طلبد.
بی شك آنان كه در پی یك زندگی بی دغدغه، روزمره و مرفه هستند نمی توانند دست به تحول بزنند چرا كه قبل از تغییر محیط باید خود را تغییر داد و به جهاد با بسیاری از امیال و خواسته های نفسانی پرداخت.
عبور از عادات و خطوط هنجاری جامعه كه در مواردی ریشه در هیچ لزوم و منطقی نیز ندارند خالی از مخاطره نیست چرا كه فرد تحول آفرین برخلاف مسیر توده حركت می كند و همین به اندازه كافی حساسیت زاست و اتفاقا هنر نیز در همین است چرا كه «ماهی های مرده هم می توانند در مسیر رود حركت كنند.»
«به خلاف آمد عادت بطلب كام كه من.
كسب جمعیت از آن زلف پریشان كردم».
البته ذكر یك نكته در این بحث ضروری به نظر می رسد و آنهم اینكه هرگونه «خلاف آمد عادت» را نمی توان لزوما مایه سعادت دانست و عدم توجه به اسباب و صفات ملزوم، معیارشكنی را به میانبری برای گمراهی و شوربختی مبدل می كند.
معیارشكنان باید صفات متعددی داشته باشند كه به نظر می رسد اولین آنها عدم تعلق و وابستگی است كه این خود می تواند بسیاری از دیگر صفات را همچون شجاعت، ژرف نگری، مناعت طبع، وارستگی و... را به دنبال آورد. ناگفته پیداست كه كمتر كسی زحمت و جرأت پیمودن این راه را به خود می دهد و از همین رو یافتنشان دشوار است.
در كتاب «مجانی الادب» آمده است: مردی شنید كه یك نفر صدا می زند: كجایند كسانی كه از دنیا می گذرند و در جستجوی آخرت هستند؟ به او گفت: جای آنها را عوض كن، دست روی هر كسی می خواهی بگذار!
دیگر اینكه باید توجه داشت كه توكل شرطی اساسی در این وادی است چرا كه انسان ساختارشكن به جزیره ای ناشناخته پای می گذارد كه هر قدمش می تواند روی چاهی گذاشته شود اما چه كسی به سوی حقیقت رفت و از نور آن بی بهره ماند؟
«تكیه بر تقوی و دانش در طریقت كافری است
راهرو گر صد هنر دارد توكل بایدش»
و آخرین نكته از هزار و یك نكته ظریف این ماجرا: «بی پیر مرو تو در خرابات»



دیدگاه ها : اثرقلم
آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 اردیبهشت 1388 21:38